يا حق
غنچه از خواب پريد
و گلي تازه به دنيا آمد .
خار خنديد و به گل گفت : «سلام»
و جوابي نشنيد
خار رنجيد ولي هيچ نگفت .
ساعتي چند گذشت
گل چه زيبا شده بود
دست ِ بي رحمي ، آمد نزديک
گل سراسيمه ز وحشت افسرد
ليک آن خار در آن دست خليد
و گل از مرگ رهيد .
صبح ِ فردا که رسيد
خار با شبنمي از خواب پريد
گل صميمانه به او گفت : « سلام.... »
( ؟ )
به نام خدا
سلام ستاره
سلام!
ستاره ؟
ستاره صدامو ميشنوي؟
ستاره منو به ياد مياري؟
اين صدا بايد به گوشت آشنا باشه!
صدايي که هر شب با تو درد دل ميکرد!
من برگشتم ستاره !
ستاره ؟
ميدونم از دستم دلگيري
سکوتت جواب ِ اين دل ِ پر درده
فقط امشب تحملم کن
ميدونم اشتباه کردم
نبايد پيشت ستاره ي ديگري رو آرزو ميکردم
با او رفتم و تنها رهات کردم
شايد نفرينت منو گرفت
ستاره تا کجا ادامه داره
اين نفرين ها ،جداييها، تنهاييها
من تو رو تنها گذاشتم
اونم منو تنها گذاشت
و ديگري اونو تنها ميذاره
کاش پيشت مي موندم
ستاره تو فقط سکوت کردي و چشمک زدي
اما اون از عشق برام گفت
از دل دادن و دل بردن
از دوست داشتن
او ترانه ي عشق رو برام خوند
ميون ترانه ها ش منو معشوقه ي خودش خطاب کرد
من برابر حرفهاش کم آوردم ستاره
وقتي به خودم اومدم ديدم منم دوسش دارم
نميدونم چطور شد که عاشقش شدم؟
ستاره باورت نيمشه
من هنوز حتي نديدمش
شايد فقط عاشق حرفاش شدم!
شايد اگه سکوت ميکردم پيشم ميموند
ستاره خيلي دلگيرم
آخه من بي اون ميميرم
امشب من با توام
تو هم کنار من
اون پيش کدوم ستاره است؟
شايد تو از اون بالا نظاره گرش باشي
ستاره ، اون با کي گرم صحبته؟
من امشب ازش برات ميگم
شايد شبي هم اون با تودرد دل کرد
شايد شبي از من پيشت يادي کرد !
اگر مهمان شبها ت شد
سلام منو بش برسون
بگو من هنوز عاشقشم
بگو که هر شب تو آسمونا دنبالش ميگردم
بگو دلتنگشم
بگو هنوز تنهام
ستاره بش بگو که شبهايي بي سحر دارم
بگو منتظرش ميمونم
حتما ً بگو که ازش دلگيرم
اما نه نگو ..............
اون بي گناهه
اين رسم زمونس
ستاره از طرف من بوسه اي بر لباش بزن
حرفا شو گوش کن
اما فقط سکوت کن
تو پيشش بمون
تنهاش نزار
شايد يه روز رسم زمونه عوض بشه
شايد روزي برسه که ديگه کسي به سفر نره
عاشقي چشم براه جاده نمونه
شايد روزي برگرده
ستاره شبت بخير
حالا با چشمکت بگو که اون برميگرده ؟!
( ندا )
به نام خدا
يک روز دل با خودش فکر کرد :
« سنگ ميشم » .
از اين به بعد سنگ شد
رفت و ميان سنگ ها نشست
اما عاشق سنگ شد !
( ؟ )
يا هو
غروب گنجشک به ماه گفت :
« من آزادم و عاشقت هستم ، اما
تو خيلي زيبايي و خيلي دور
مي دانم هرچه پرواز کنم به تو نمي رسم . »
گنجشک از لب برکه پريد ،
و کنار ِ فانوس ِ کهنه ي کلبه نشست
که - قرار بود - روشن شود
******************************************
ماه حرف هاي دلش فراوان بود
ماه دلش عجيب گرفته بود.
ماه آن شب
باز هم زيبا تر شده بود .
( مسعود کرمي )
**************************************************************************
*************************************************************************
يه دوست عزيز در جواب اين کامنت رو برام گذاشته بود . بخاطر زيباييش براتون مي ذارمش اينجا .
rozi mah be gonjesht goft
man az to khili dor hastam va delam bi andazeh asheghat hast, ama abr hayeh siyah namigozarand sedayeh man be to beresad, anha namizarand man ba shenidan e sedayeh to ghargh dar shogh shavam. man o to farsang ha dorim va bad maghlob e abrha shodeh ast, o digar peygham e mara be to namiresanad!
***********************************************
gongesht be mah negahi kard
haman goneh ke ba saz o sher amadeh bod sorodi bar jay gozahst o mah ra veda goft
به نام يگانه خالق
باز در کلبه ي تنهايي ِ خويش
عکس ِ روي ِ تو مرا ابري کرد
عکس ِ تو خنده به لب داشت ، ولي
اشک ِ چشمان ِ مرا جاري کرد
( زهره نظري پور )
به نام خدا
دريچه ي قلبم را بستم
تا خاطراتت
نگريزند .
( منوچهر بخشي )
يا حق
دلم ز نازکي ِ خود شکست ،
در غم عشق
ور نه از تو نيايد
که دلشکن باشي .
( هوشنگ ابنهاج )
به نام خدا
در شبستان ِ خيال
عطر ياد تو چه آرام آمد
گشت زد در عطش باغ و گل و پروانه
و چه آرام مرا پيدا کرد
و چه آرام مرا عاشق کرد
و چه آرام مرا رسوا کرد
در شبستان خيال
من تو را مي جستم
زير لب مي گفتم : " عشق را بايد جست
زير اين چرخ بلند ."
زيربال و پر هر شاپرکي عشقي هست
زير لب مي گفتم : " عشق را بايد برد
به بلنداي خيال ."
ناگهان
عطر ياد تو چه آرام آمد
و چه آرام مرا پيدا کرد
و چه آرام مرا عاشق کرد
و چه آرام مرا رسوا کرد
( سميه پيله وري )
به نام خدا
روز ِ ميلاد ِ تو اي روياي ِ من
روز ِ شادي ِ تمام ِ غنچه هاست
روز ِ آزادي ِ بلبل از قفس
روز ِ ميلاد ِ گل و پروانه هاست
روز ِ ميلاد ِ تو ، اي معشوق ِ من
روز ِ وصل ِ عاشقان ِ عالم است
روزي از جنس ِ بهاري ، سبز و شاد
روز ِ کوچ ِ غصه ها و ماتم است
روز ِ ميلاد ِ تو ، روز ِ مرگ ِ شب
روز ِ تکرار ِ صداي ِ روشني است
روز ِ ميلاد ِ تو اي محبوب ِ من !
همچو عشق ِ آسماني ماندني است .
به نام خدا
اين شعر را خالصانه به دوست عزيزي تقديم مي کنم که بي ريا و صميمانه خود دروني منو بهم نشون داد . اميدوارم که آخرين نظر نباشه و
اين آغازي باشه براي استفاده ي مدام از نظراتشون .
تمام گلاي دنيا رو
به تو پيشکش مي کنم
بي اين که بچينمشون !
( يغما گلرويي )
[15/7/1386- 1:28 ص] جرم عاشقي
[30/6/1386- 1:1 ص] عاشقي
[20/6/1386- 1:16 ص] خدا يا
[7/6/1386- 1:7 ص] برق چشمانت
[19/5/1386- 1:51 ص] نگاه
[5/5/1386- 2:38 ص] عشق
[22/4/1386- 1:13 ص] کودک و عشق
[7/4/1386- 1:27 ص] مي داني ؟
[17/3/1386- 2:1 ص] برق چشمانت
[4/3/1386- 1:6 ص] تا انتها
[15/2/1386- 1:27 ص] اين روزا
[8/2/1386- 1:10 ص] دل
[آرشيو شده ها]
بازديد ديروز: 10
کل بازديد :11074
نام: | |
ايميل: | |
.gif)
